حامد بنائی،راه مردم؛صنعت نمایش در حال حاضر با توجه به حضور کارگاه های بازیگری متعدد و غیر اصولی به جهت عدم استفاده از اساتید ناکارآمد رو به زوال میرود.اما در این بین تنها نهادی که می توان از آن به عنوان ستون صنعت نمایش یاد کرد چیزی نیست جز « تئاتر مستقل» که به تنهایی بار مشکلات این بخش را به دوش میکشد.نمایش جریان مبهم یک خانه ویلایی به نویسندگی دکتر محسن اسماعیلی ،کارگردانی احمد حامدی و تهیه کنندگی علیرضا توسلی زاده با حضور بازیگران مستعد و توانا روی صحنه رفت که در نشستی صمیمی به گفت و گو با عوامل این نمایش پرداختیم.

تاریخ انتشار:۱۳۹۸/۰۳/۰۶ - ۲۲:۱۳ کد خبر : 50912

ممنون میشم برای مخاطبان خودتون رو معرفی کنید.
عرض سلام و ادب دارم خدمت مخاطبان عزیز ،بنده احمد حامدی هستم تجربه ای کوچک اما بزرگ را با ۸ سال حضور در صحنه های تئاتر در زمینه بازیگری، بازیگردانی، دستیار کارگردانی و کارگردانی کسب کردم و این نمایش اولین اثر مستقل بنده هست که از ابتدا تا انتهای نمایش را خودم کارگردانی کردم در حال حاضر هم از خداوند منان ۲۸ سال عمر گرفته ام.به عنوان یک بازیگر حضور فعالی در صحنه ها داشتم اما در این اثر هم کارگردان و هم بازیگر بودم و کار بسیار دشواری بود و خدا را شاکرم که موفق شدم.

سوژه نمایش از کجا شکل گرفت آیا یک اتفاق باعث این سوژه شده بود و یا یک ایده پردازی ساده؟
متن این نمایش به قلم دکتر محسن اسماعیلی حدود ۸ سال پیش با هدف حضور در جشنواره فجر نوشته شده بود که شخصا با دیدن این نمایش و کارگردانی این نمایش به صورت دانشجویی، هدف را بر این قرار دادم که مقداری اتفاقات سایکودرام این نمایش باید افزوده شود زیرا پرداخت به این ایده روانشناسی را مهم دانستم، چون در ایران و خیلی از کشورهای اروپایی، فرد مبتلا به اسکیزوفرنی را به شکل یک فرد دیوانه و یا مجنون نگاه می کنند در صورتی که آنها به عنوان یک بیمار دچار اختلال روانی و یا رفتاری شده اند و بس و نیاز به کمک های روانی دارند.من هم تمام تلاشم را کردم تا در ۹۰ دقیقه این فضای روانی و توهمات روزمره آنها را در قالب یک نمایش روی صحنه ببرم تا شاید، جابجایی را از بابت نظریه های پوچ ایجاد کنم و فرهنگ درست برخورد کردن با این افراد را در جامعه نهادینه کنم که این رسالت اصلی تئاتر است.

چه مقدار در انتخاب بازیگر وسواس بخرج دادید؟
در ابتدا هدف این بود که از بازیگران چهره استفاده کنیم ولی با توجه به حجم بسیار بالای تمرینات و همچنین بازیگران موجود در صحنه و تبادل دیالوگ های متنوع، از هر بازیگری نمیتوانستیم استفاده کنیم و با توجه به این وسواس و تغییرات بازیگران، حدود ۶ ماه طول کشید و این حساسیت بجا بود و الان راضی هستم.

با توجه به اشاره شما نسبت به رسالت تئاتر، ضرورت اجرای این نمایش برخواسته از احساس نیازاجتماعی بوده یا علاقه فردی؟
حقیقتا انتخاب بین این دو موضوع بسیار مشکل است.اجتماع حال حاضر ما درگیری های زیادی گریبان گیر آن شده و نمی توان گفت که برگرفته از نیاز اجتماعی بوده چون این موضوع بکر و دست نخورده محسوب میشه، در دنیا هم شاید آثار زیادی وجود نداشته باشد که به این مهم پرداخته باشند و اگر اشاره ای هم بوده بسیار کوتاه و جزئی بوده.علاقه فردی هم به جهت عدم وجود چنین بیماری در خانواده و یا دوستان نبوده است و فقط، اشاره به رسالت تئاتر هدف اصلی من بوده و بس. بزرگان این عرصه هم سخنی را دارند با این مضمون که« تئاتر باید به مانند واکسنی برای جامعه باشد» من هم سعی کردم که این واکسن را آماده کنم تا اگر افرادی با این بیماران روبرو شدند، بتوانند رفتار مناسبی داشته باشند.

در سینما بحثی وجود دارد مبنی بر لحاظ کردن گروه سنی برای مخاطب که شما هم در این نمایش این مهم را منظور کردید، فکر می کنید چنین اتفاقی برای تئاتر و کیفیت کارها چقدر تاثیر گذار است؟
نوآوری این قضیه هم به نفع و هم به ضرر یک نمایش است.زیرا با تعیین محدوده سنی متقابلا این تعداد از مخاطب را از دست می دهید که این ضرر محسوب میشود و آن طرف سکه که منفعت محسوب میشود را این چنین میتوان برآورد کرد که حضور عده ای خاص از اهالی تئاتر و ژانر وحشت باعث تبلیغ کار میشود.زیرا حضور حرفه ای ها و دوست داران را در کنارتان دارید.ما استفاده از این محدوده سنی را بر این فلسفه قرار دادیم که ژانر وحشت برای کودکان زیر ۱۲ سال واقعا مناسب نیست و یکی هم اتفاقات خشونت آمیزی که در افکار این بیمار در صحنه شکل میگیرد را به نحوی از دیدگان این قشر از جامعه پوشش بدیم.

این محدوده سنی برای نمایش یک ایده شخصی بوده و یا اجبار نهاد خاصی؟
نه اجباری نداشتیم و این ایده کاملا شخصی بوده و در کارهای آینده هم تلاش بر این دارم که بتوانم در نمایش های دیگر اجرا کنم.

چه تکنیک و ایده هایی در طراحی صحنه و لباس به کار گرفته اید ؟
طراحی صحنه این کار توسط شخص خودم صورت گرفته و سعی بر این شده تا توهم موجود در افکار فرد بیمار به نمایش گذاشته شود و در چنین مواقعی صحنه برای تماشاچی باید به شکل سورئال درست شود تا درک مناسبی داشته باشه و وارد دنیای این فرد بیمار شود.خیلی از وسایل استفاده شده در صحنه وجود خارجی ندارند و تماما در توهم این فرد شکل گرفته.

استقبال از اجراها به چه شکلی بود؟
ما از ۱۴ الی ۳۱ اردیبهشت این کار را روی صحنه داشتیم و بازخوردها با توجه به رسالتی که عنوان کردم بسیار مثبت بوده و انتقادات موجود را هم با کمال میل هم میشنویم و هم میخوانیم و در نمایش لحاظ می کنیم .مخاطبانی را در این شبها دیدم که برای چند بار تهیه بلیط کرده اند و با ورود خودشان به سالن ما را خوشحال و مصمم تر از قبل.حضور بچه های تئاتر را در کنارمان داشتیم که این خود برای ما قوت قلبی است.ما در این نمایش از حضور اساتید ارزنده ای به عنوان مهمان مانند جناب آقایان صدیق شریف، حامد رحیمی نصر، سعید داخ، فرید سجادی حسینی، سرکار خانم مرجانه گلچین و اساتیدی هم از عرصه سینما را در کنارمان داشتیم که این عزیزان از دیدن نمایش راضی بودن.

جای خالی ژانر وحشت در تئاتر را چگونه میبینید؟
متاسفانه ژانر وحشت با توجه به المان هایی که باید در آن بکارگرفته شود در ایران محدودیت دارد و اکثر فیلم ها و یا نمایش هایی هم که تولید میشود با استفاده از صحنه های خشونت آمیز سعی بر این دارند که ژانر وحشت را به نمایش در بیاورند که این کاملا اشتباه است.سالن هایی هم که در اختیار گروه های تئاتری قرار میگیرد فاقد امکانات روز هست و ما هم مجبوریم که با این امکانات بسازیم و گاهی هم یک ژانر وحشت با این امکانات تبدیل به ژانر کمدی میشود که جای تاسف برای مسئولین بخش دارد.

در دو قسمت از انتهای نمایش تماشاچی به این فکر می افتد که نمایش تمام شده و شروع به دست زدن میکند در صورتی این اتفاق نیوفتاد، این ایده بسیار جالب بود ، در این زمینه توضیحاتی را میفرمایید؟
همانطور که عرض کردم این متن ۸ سال پیش نوشته شده بود و با فضایی متفاوت تر؛من هم با توجه به سلیقه فردی و هدف جذب مخاطب تغییراتی را در متن شکل دادم و انتهای نمایش را به گونه ای تغییر دادیم که تماشاچی فکر میکند انتهای نمایش است در صورتی که ادامه داستان شروع میشود.البته این تغییرات با مشورت آقای محسن اسماعیلی بوده و در کنار هم این تغییرات را دادیم.

پرونده نمایش را در اینجا میبندید یا برنامه ای برای اجرای نمایش در سالنی دیگر دارید؟
هدف اصلی ما جشنواره فجر خواهد بود و با توجه به استقبال عمومی از این نمایش و رسالتی که دنبال میکنیم ، بستن پرونده این نمایش کار درستی نیست و سعی میکنیم که بعد از استراحتی ۲ ماهه باز هم به صحنه برگردیم.البته با توجه به اینکه ما مستقل فعالیت میکنیم باید به طرف سالن هایی بریم که از تئاتر مستقل حمایت میکنند و کیفیت کار بیشتر مورد نظرشون باشه تا اینکه حضور یک سبلریتی در نمایش.اگر تئاتر مستقل حضور خودش را در صحنه ها کم رنگ کند مطمئن باشید لطمه بزرگی به صنعت تئاتر و نمایش
وارد خواهد شد و از آن سو اگر حمایت نهاد های خاص را در پشت تئاتر مستقل داشته باشیم شاهد روزهای بهتری خواهیم بود.

سخن پایانی
از اعتماد اعضای گروه به خودم با توجه به اینکه تجربه ای کوتاه را دارم صمیمانه تشکر میکنم.تشکر ویژه ای هم از تهیه کننده کارم دارم زیرا اگر افراد در کنار تئاتر مستقل نباشند باور کنید که رنگ و بویی از ما نمی ماند.کاش دولت و یا نهادهای مربوطه برنامه ریزی درستی را در حمایت از تئاتر بکار گیرند و دست مافیا را از این صنعت دور کنند، مافیایی که کیفیت را مورد نظر قرار نمیدهند و فقط فقط سود و مبحث مادی برایشان الویت دارد.
به دلیل استقبال خوب تماشاگران، برای دومین بار این نمایش تمدید شد و از امروز ساعت ۹ تا سه شنبه هفته آینده درمجموعه تئاتر«دیوار چهارم» به آدرس میدان فلسطین، خیابان طالقانی، بین خیابان سرپرست و فریمان، پلاک ۵۴۴ به روی صحنه خواهد رفت و در خدمت علاقه مندان
به تئاتر هستیم.

 

علیرضا توسلی زاده تهیه کننده و طراح نور این نمایش در ادامه گفت و گو توضیحاتی را در رابطه با خودش و این نمایش بیان نمود.

این کار اولین تهیه کنندگی من در عرصه نمایش می باشد که طراحی نور آن را هم به عهده داشتم پس صحبتهای من در ۲ بخش تقسیم می شود.با توجه به جلسات متعددی که با کارگردان کار داشتم ایشان دست من را از طراحی و اجرای نور باز گذاشتند تا هدف اصلی خودم را در صحنه دنبال کنم که نتیجه آنچه که میبینید شد.طراحی نور این نمایش باید القای حس ترس را در تماشاگر متبلور کند که البته این کار در کنارش موسیقی را هم دارد و به نوعی مکمل نور محسوب میشود که خوشبختانه مثبت واقع شد و باخوردها مناسب بود.
در مورد تهیه کنندگی که باید عرض کنم به جهت شناختی که از جناب حامدی پیدا کرده بودم بعد از ۲ سال و متوجه این شده بودم که تجربه ای ۹ ساله را در روی صحنه دارند و با توجه به علاقه شخصی نسبت به بازی منسجم و فوق العاده ایشان و از همه مهمتر رسالتی که در تئاتر به دنبال آن هستند، بعد از معرفی پروژه به من و تحقیق ۶ ماهه روی آن، کار را با بازیگران مستعد شروع به تمرین کردیم.
در انتخاب بازیگر هم نقش داشتید؟
بیشتر به عنوان یک مشاور در کنار تیم حضور داشتم.من و جناب حامدی در مسیری که قدم برداشتیم با هم همفکر و همسو هستیم.
به وضوع تهیه کنندگی شما برگردیم.
در رابطه با موضوع تهیه کنندگی تئاتر که عرض میکردم خدمتتون مسئله مهمی هست که میخواهم به آن اشاره ای داشته باشم که چیزی نیست جز، بازار عجیب و غریب مافیایی؛که به شکل متاسفانه عجیبی در صنعت تئاتر رسوخ پیدا کرده .یعنی شما اگرتوانایی بالایی در بازیگری و یا حتی تهیه کننده گی هم داشته باشید باز هم باید یکی از این افراد در کنار شما برای طی کردن پله های طرقی حضور داشته باشند.
این افراد باعث ورود کارهای بسیار ضعیف و بی کیفیتی در سالن های نمایش میشوند که بهترین اسپانسرها راهم در کنار خود دارند و از سلبریتی هایی برای این نمایش ها استفاده میکنند که مهره مناسبی برای پر کردن سالن ها محسوب میشوند و بعد از اتمام این اجراها خود را فرزند هنر معرفی می کنند و دیگران هم به تحسین از این افراد می پردازند بی آنکه بدانند چه دستهایی در پشت پرده حضور دارد.وقتی حضور افرادی وابسته به سیاسیون را مردم در این عرصه(تهیه کنندگی) می بینند فکر میکنند که واقعا در صنعت نمایش پول فراوانی وجود دارد در صورتی که تئاتر مستقل بیشترین ضربه را از همین افراد می خورد و باور بفرمایید که من و کل تیم نمایش به جهت رسالتی که در این نمایش دنبال میکنیم به هیچ وجه به سود فکر نکرده ایم و نمی کنیم.امیدوارم که مسئولین بخش های مربوطه نسبت به کوتاه کردن دست مافیا از قسمتهای مختلف جامعه تدابیری را بی اندیشند.

 

گریم و دنیایی پر از تفاوت

ثمین سالک، شخصی با دست های جادویی؛اولین گریموری که در سال ۹۳ موفق به کسب تندیس تئاتر فجر در زمینه گریم شد و از سال ۹۲ برای تمام ادوار کاندید شناخته شده به جز یک سال که به شکل عجیبی تئاتر فجر قسمتی برای داوری گریم نداشت در صورتی که بازیگران برای گریم کاندید میشدند و این نقطه جدایی ثمین سالک و فاصله گرفتن از صنعت گریم شد و در این بین مجله صورتک که اختصاص به مبحث گریم دارد را راه اندازی میکند تا شاید در وادی آموزش موفق تر باشد اما اینجا هم دلش خون است از کاغذ و …؛گفت و گویی با این گریمور جوان داشتیم که ماحصل آن را در زیر میخوانید.
کار جریان مبهم یک خانه ویلایی یک کار خاص بود و درابتدا ایده خاصی نداشتم و با ورود به تمرینات بچه ها و نحوه ی بازی آنها سعی در بکارگیری رنگ های تند کردم .تمام تلاش من این بود که این گریم ها متفاوت باشد و از این رو وسایلی مانند شاخ، بینی، گوش، لنز، چانه را استفاده کردم و حتی برای تعدادی از بازیگران از گونه هم استفاده شده.به دلیل نبود متریال و بالا بودن هزینه ها واقعا این کار سخت بود ولی از نتیجه کار راضی هستم و بازخوردها هم آنچنان که تا اینک پیش رفته مثبت بوده.

مشکلات تئاتر مستقل در مبحث گریم چیست؟
با توجه به هزینه های بالای متریال و عدم هزینه کردن تهیه کننده ها برای گریم، خب خیلی از نمایش ها با گریم بسیار ساده روی صحنه میروند که این خودش باعث افت کیفی نمایش میشود.تا این لحظه که با شما صحبت میکنم حدود چهار یا پنج کار که سفارش گریم داده بودند با یک تماس، کنسل شد.اگر این هزینه ها کنترل نشود با پدیده ای به نام حذف گریم در تئاتر مستقل مواجه خواهیم شد.

مطالب مرتبط

نظر شما

دسترسی سریع به آرشیو روزنامه

  • دسترسی سریع

  • پربازدید ترین ها

    آخرین اخبار