در قرن بیستم رویدادهای مختلفی بوقوع پیوستند. از میان آنها دو رویداد توسعه و جهانی شدن، فرایندهای دوران سازی بودند که اجتماع بشری را بسیار تحت الشعاع قرار دادند. هر دو رویداد هم به لحاظ شکلی و هم به لحاظ ساختاری کاملا نوظهور بودند. هرچند این دو مستقل از هم بوجود آمدند، اما با هم در ارتباط هستند

تاریخ انتشار:۱۳۹۸/۰۸/۲۴ - ۱۹:۰۰ کد خبر : 87921

محمد باقر فرهند

دانش آموخته دکتری علوم سیاسی   –  مدیر فرهنگی، شهرداری منطقه ۲ تهران

سرمقاله پایگاه خبری تحلیلی راه مردم : در قرن بیستم رویدادهای مختلفی بوقوع پیوستند. از میان آنها دو رویداد توسعه و جهانی شدن، فرایندهای دوران سازی بودند که اجتماع بشری را بسیار تحت الشعاع قرار دادند. هر دو رویداد هم به لحاظ شکلی و هم به لحاظ ساختاری کاملا نوظهور بودند. هرچند این دو مستقل از هم بوجود آمدند، اما با هم در ارتباط هستند. تلفیق این دو رویداد با یکدیگر مبنای بروز مفهوم تازه دیگری با عنوان “حکمرانی مطلوب” را پایه گذاری کرد. به عبارتی، حکمرانی مطلوب به صورت مطالبه­ای منطقی از بطن دنیایی که توسعه را در پرتو جهانی شدن دنبال می­کند، بوجود آمد.

مفاهیمی مانند بوروکراسی شفاف، حاکمیت قانون، پاسخگویی دستگاه­های اجرایی، مشارکت مردم در امور اجتماعی و سیاسی، شکل گیری وفاق عمومی، برابری همه افراد در برابر قانون و اثربخشی، مسوولیت پذیری و کارایی نهادهای حاکمیتی در استفاده از منابع و سرمایه­ ها ارکان کلیدی حکمرانی مطلوب به شمار می­روند. به بیان ساده، حکمرانی را می­توان نفوذ هدایت شده در فرایندهای اجتماعی تعریف کرد. حکمرانی مشابه دولت نیست. حکمرانی موضوعی درباره نحوه تعامل دولت­ها و سایر سازمان­های اجتماعی با یکدیگر، نحوه ارتباط اینها با شهروندان و نحوه اتخاذ تصمیمات در جهانی پیچیده است.

در خلال توسعه مفهوم حکمرانی خوب، جامعه بشری همچنان شاهد بروز تحولات متعددی است. برنامه ­های کلانی که اصطلاحا آنها را ابرروند م ی­نامند و عمدتا ماهیت­های فناوری و اقتصادی دارند، متغیرهای اجتماعی ما را دستخوش تغییرات شگرف می­ سازند. ما اکنون در عصر اختلال نامتعارف به سر می­بریم؛ عصر تغییرات ناپیوسته و پر سرعت؛ عصری که در آن آگاهانه تر شهرنشین، مصنوعانه تر هوشمند و جمعی تر پیر می­شویم. امروز می­شود به هر داده­ای دست یافت، به هر کنترلی که اراده کرد نزدیک شد، به هر ماشینی یاد داد که یاد بگیرد، به هر واقعیتی که اراده کرد افزود. امروز می­شود وقایع را شفاف­تر کرد، امنیت را سایبری کرد  و به پنهانی­ترین لایه­ های آگاهی نفوذ کرد.

آری، این عصر ماست؛ عصر سنت گریزی، اختلال نامتعارف، رجعت معجزات. عصر آمیزش سیستم­های فیزیکی، حیاتی و اطلاعاتی؛ دورانی که هر روز در آن از گوشه و کنار ابر روندهایی سر بر می­آورند و دینامیک پر قدرت شان تمام جریان­ها و برنامه­ها را به یک باره مقید به تغییر می­ سازد. زمانه­ای که در آن نه تنها بازی­ها مدام تغییر می­ کنند، بلکه دیگر شرایط بازی هم برای همه یکسان نیست و هرکس باید قواعد و روش بازی خود را بسازد.

پذیرفتن ناپیوستگی، به معنای پذیرفتن بازاندیشی کامل در روش انجام امور از تفکر و تخیل و برنامه ریزی تا هر اقدام عملی دیگری است. بروز ناپیوستگی شدید ریشه در توسعه پرسرعت فناوری و قدرت یافتن اقتصاد وابسته به آن بیش از هر زمان دیگری در عصر حاضر دارد. به عبارت دیگر، ترکیب پیچیده دو عامل فناوری و اقتصاد آمیزه بسیار قدرتمندی را پدید آورده است که منشاء این میزان تغییر و تحولات پیاپی است. همه انقلاب­ها یا ابرروندها ریشه در حجم عظیمی از تغییرات دارند؛ تغییراتی که صرفا نسخه ­های تازه­ای از چیزهای قدیمی نیستند بلکه ابزارها و اندیشه­ ها و مقولاتی از اساس جدید را در پی می ­آورند.

انقلاب صنعتی چهارم در حال حاضر بزرگترین و موثرترین ابرروندی است که در دنیا جریان دارد. این ابرروند عملا مهمترین منبع اختلال در هر زمینه­ای از جمله مسایل اجتماعی است. انقلاب صنعتی چهارم ۴ بازتاب اصلی دارد: اول شکل مطالبات اجتماعی را تغییر می­دهد، دوم  محصولات توانمد شده­ای را عرضه می­دارد که بستگی شدید و برخطی به داده دارند، سوم یادگیری را وارد سطح ماشینی و هوش مصنوعی کرده و چهارم مدل­های عملیاتی، تعاملی و ارتباطی جدیدی را پیش روی فعالین عرصه­ های مختلف قرار می­دهد.

انقلاب صنعتی چهارم در واقع حاصل تلفیق سیستم­های فیزیکی، سیستم­های زیستی و مبادی ارتباطات دیجیتالی است. ترکیب حاصل که آن را سیستم سایبرفیزیکی می­نامند، در عمل یک نهاده جدید اجتماعی است که روش­های تعاملی و ارتباطی خاص خود را دارد. بر این اساس، حکمرانی مطلوب در دوران معاصر، در واقع روی عناصر تازه­ای اجرا و تعریف می­شود. عناصر اجتماعی به سرعت کارکردهای دولتی و سازمانی و مردمی و حتی انسانی خود را از دست داده و هویت و ماهیت تازه سیستم­هایی را می­ پذیرند که پیش از این هرگز وجود نداشته­ اند. به عبارتی، نه حکمرانان هویت­های سابق خود را خواهند داشت، نه آنهایی که بر آنها حکمرانی می­شود. مطلوبیت این نوع حکمرانی هم نه لزوما در گرو تعاریف مذکور، که در لوای تحلیل الگوریتم­هایی خواهد بود که یاد می­گیرند و ابزارهای شناسایی و داده کاوی بسیار جامع­تری نسبت به ما دارند.

اساسا حکمرانی درباره قدرت، روابط و پاسخگویی است؛ چه کسی صاحب نفوذ است، چه کسی تصميم می­ذگيرد و تصميم چگونه پاسخگو باقی می­ماند. در انقلاب صنعتی چهارم، همه این موضعات دستخوش دگرگونی­های شگرف می­شوند. تصمیم به سرعت از مساله­ای انسانی که درگیر متغیرهایی همچون اقتضا، مصلحت، فرهنگ و ایدئولوژی است در حال تبدیل شدن به مساله­ای ماشینی و الگوریتمی است که درگیر متغیرهایی همچون مبانی تحقیق در عملیات و بهره وری است. ماشین­های یادگیرنده به سرعت جای انسان را در فرایندهای تصمیم گیری می­گیرند و از اینرو شریب نفوذشان بیشتر و بیشتر می­شود.

اگر حكمرانی را مجموعه­ای از توافقات، رویه­ها، قراردادها و سياست­ها بدانیم که تعیین می­کنند قدرت در دست چه کسی باشد، تصميمات چگونه اتخاذ گردند و وظایف چگونه انجام شوند، انقلاب صنعتی چهارم عملا حکمرانی را وارد فضای تازه­ای م ی­کند. حكمرانی، هنر هدایت جوامع و سازمان­هاست و هنر به سرعت عوامل و نقش­های انسانی خود را از دست می­دهد.

عصر انقلاب صنعتی چهارم، عصر اختلال نامتعارف، به تازگی آغاز شده است. ما در جریان تحول بسیار بزرگی قرار داریم، بزرگتر از هر آنچه تاکنون شاهد بوده­ایم. این تحول مملو از فرصت­های تازه برای افزایش آگاهی و بهره­مندی از امکانات تازه­ای است که بوجود می­آیند. در حوزه اجتماعی و سیاسی، بر ماست که تحولات و بروز رسانی­های موضوعاتی همچون حکمرانی مطلوب را در زمینه ­هایی همچون موضوعات شهری بر این اساس دنبال کرده و در پی تولید ادبیات مناسب و گویا و هدایتگر باشیم.

 

مطالب مرتبط

نظر شما

دسترسی سریع به آرشیو روزنامه

  • دسترسی سریع

  • پربازدید ترین ها

    آخرین اخبار