سید عباس عراقچی در قسمتی از بیانات خود در گفتگو با شبکه دو سیما،بجای امریکا،افغانیها را تهدید کردند.

تاریخ انتشار:۱۳۹۸/۰۲/۲۳ - ۱۹:۵۸ کد خبر : 46675

” اگر فشارهای اقتصادی آمریکا علیه ایران ادامه یابد ممکن است به لحاظ اقتصادی به نقطه ای برسیم که از برادران و خواهران افغانستانی بخواهیم که ایران را ترک کنند.اینکه به کجا بخواهند بروند به خود آنها مربوط است.”

عراقچی بارها تاکید کردند که اگر فروش نفت ایران به صفر برسد،افغانیها باید ایران را ترک کنند.جالب اینکه خود وزارت خارجه واقعیتها را پذیرفته که فروش نفت غیرممکن شده و فشار اقتصادی به اوج خواهد رسید و ایران برای کاهش هزینه ها،از افعانیها خواهد خواست که کشور را ترک کنند.

بنظر ایران همه گزینه های خود را به روی میز گذاشته است.ایران با علم به اهمیت افغانستان برای امریکا،از این حربه استفاده میکند.همچنانکه دیدیم واشنگتن برای ادامه حیات اقتصادی کابل و استفاده از مزیتهای بندر چابهار، این کشور را از تحریمها معاف کرده بود.
هرچند بنظرم فشار به افغانستان به جای واشنگتن،یاداور ضرب المثلی است که شاید گفتن ان خوب نباشد.اما در مَثَل جای مناقشه نیست.”زورش به خر نمی رسد، پالانش را میزند”
دوم اینکه فشار بر افغانستان در این دوره،همچون شمشیر دولبه است.و بی اعتمادی بین دو کشور همسایه را افزایش میدهد.همچنانکه همین بی اعتمادی در موضوع چابهار وجود دارد.
بسته پیشنهادی ایران به افغانستان برای حل معضل حقابه هامون،در قالب مشوق های تجاری و بازرگانی در منطقه ی چابهار مهمترین اهرم اقتصادی ایران است.چرا که افغانستان به دلیل محصور بودن در خشکی،برای دسترسی به آبهای آزاد و بنادر کشتیرانی جهت واردات و صادرات کالا،دو گزینه بیشتر ندارد.

بندر گودار در پاکستان یا بندر چابهار در ایران،که با توجه به روند رو به گسترش مبادلات تجاری و اقتصادی بین افغانستان و هند،تنها مسیر ترانزیتی در دسترس برای این کشور، بندرچابهار ایران است.
اما افغانستان همواره نگران است که ایران به خاطر تحمیل خواسته های خود (مانند حقابه هامون)از تهدیدات اقتصادی به ویژه قطع راههای ترانزیتی به بندر چابهار و بندرعباس به عنوان یک اهرم فشار سیاسی استفاده کند.
لذا در پَسِ این هویج،چماقی را تصور میکنند.در این شرایط حساس‌،با چماق مهاجرین،مزیتهای چابهار را که به ان نیاز داریم،از دست میدهیم.
با این توصیف که تکرار مکرر یک تهدید و استفاده از قدرت‌،به معنای ریزش قدرت است،استفاده وزارت خارجه(عراقچی) از این موضوع موفقیت امیز نبوده و به منافع ملی ما اسیب می زند.

نکته دیگر اینکه،در حال حاضر عراقچی دیپلمات ارشد برجام،متوجه شده اند که در صورت خروج کلی و جزئی ایران از برجام یا کاهش همکاریها،کشورهای ۴+۱ و حتی امریکایی که از برجام خارج شده است‌،توان این را دارند که پرونده را باز به شورای امنیت ارجاع دهند و هفت قطعنامه قبلی این شورا را احیا کرده و موضوع ایران را به طریقی در دستور کار شورا قرار دهند.
متن برجام بگونه ای طراحی شده که ایران به عنوان متهم است و تمامی تکالیف بر ج.ا.ا مترتب شده است و در صورت کاهش همکاریها از سوی تهران و یا خروج ایران از برجام،تشکیل میشود.
کمسیون بعد از چندماه در صورت نرسیدن به نتیجه مطلوب،میتواند پرونده را به شورای امنیت ارجاع دهد.

نکته بسیار مهم این است که شورا در مورد بازگشت تحریمها رای گیری نخواهد کرد،بلکه در مورد لغو تحریمها رای خواهند داد.چرا که مثلا روسیه یا چین(بالفرض محال) میتواند قطعنامه ی بازگشت تحریمها را وتو کنند.
اما چنانچه شورا در این باره رای گیری کند که ایا تحریمهای ایران لغو یا ملغی شود؟[یعنی همان کاری که قطعنامه ۲۲۳۱ انجام داد.]در این صورت وتوی روسیه یا چین امکان ندارد.رای ۱۴عضو شورا چنانچه مثبت باشد،رای منفی امریکا،به معنای خاتمه بحث و عدم لغو تحریمهاست!
پس رفتن ایران به شورای امنیت به معنای بازگشت اتوماتیک تحریمهاست.
نکته مهم اینکه،تهدید ایران در زمینه شورای امنیت هم بی پشتوانه است.
تهران چکاری میتواند بکند؟
پرونده ی هسته ای ایران با همین ذهنیتها و بیسوادیها،از شورای حکام اژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت فرستاده شد.در تقابل با هفت قطعنامه۱۶۹۶،۱۷۳۷،۱۷۴۷،۱۸۰۳،۱۸۳۵،۱۹۲۹،۱۸۸۷ چکاری انجام دادیم؟
بعد از سالها مذاکره،به برجام رسیدیم.
برجامی که طرفهای آن از ابتدا اذعان داشتند که توافق ناقصی است و باید موضوعات موشکی،سیاستهای منطقه ای وحقوق بشری را هم در بربگیرد.همین توافق ناقص هم چندماه دوام نیاورد.
تهدیدات ما به اتش زدن برجام،خروج از اِن پی تی،بستن تنگه هرمز و جنگ نفت کشها،همگی به تهدید کشور همسایه‌امان یعنی افغانستان ختم شد.خدا عاقبتمان را ختم بخیر کند.

محمدعلی هژبری
تحلیلگر

مطالب مرتبط

نظر شما

دسترسی سریع به آرشیو روزنامه

  • دسترسی سریع

  • پربازدید ترین ها

    آخرین اخبار