اندکی تامل پیرامون سخنان و مواضع مسئولان و مقام های مختلف در سطوح استانی و ملی در حوزه مسایل اقتصادی بیانگر این مساله است که آنها همواره خواستار کمک بانک ها برای حل مشکلات طرح ها، پروژه ها و بنگاه های صنعتی، تجاری و حتی رفع گرفتاری های افراد حقیقی در حوزه مسایل مالی بوده و هستند.

تاریخ انتشار:۱۳۹۶/۰۵/۱۴ - ۲۳:۲۹ کد خبر : 411

اندکی تامل  پیرامون سخنان و مواضع  مسئولان و مقام های مختلف در سطوح استانی و ملی در حوزه مسایل اقتصادی بیانگر این مساله است که آنها همواره خواستار کمک بانک ها برای  حل مشکلات  طرح ها، پروژه ها و بنگاه های صنعتی، تجاری و حتی رفع  گرفتاری های افراد حقیقی در حوزه مسایل مالی بوده و هستند.

در تنگناهای مختلف ،نظام بانکی به عنوان پیشقراول اقتصادی  در داخل و خارج از کشور همراستا با سیاست های نظام به ایفای نقش های مختلفی پرداخته است.

قایل بودن به واقعیت گفته شده  بهترین گواه  برای محوری بودن بانک ها در اقتصاد ایران است، البته خوب یا بد بودن این مساله در این نوشتار  به بحث گذاشته نمی شود فقط به ذکر این نکته اکتفا کنیم که  در کشور آلمان که از استوارترین شاکله اقتصادی و صنعتی در جهان بهره مند است، بانک ها نقش عمده و تعیین کننده ای در اقتصاد ملی دارند.

باید اذعان کرد که خروج از اقتصاد بانکی و حرکت به سوی بازار محور بودن اقتصاد با بیانیه و سخنرانی و یا به شیوه دستوری امکان پذیر نیست، بانک ها در این مرحله گذار نباید به بهانه های مختلف تحت فشار مضاعف قرار گیرند.

با توجه به بانک‌محور بودن اقتصاد ایران و نقش بسیار اساسی بانک‌ها در تامین مالی اقتصاد در ایران، بی‌ثباتی در سیستم بانکی کشور می‌تواند به بروزبحران در کل اقتصاد منجر شود، بنابراین برخی تحلیل ها و یا فشارها بر شبکه بانکی کشور زیبنده و اثر بخش در مسیر اصلاح شرایط موجود نخواهد بود.

روند معمول  و طبیعی در دنیا برای تامین مالی  اتکا به دو بازار پولی و مالی است ،در کشور‌های توسعه یافته بازار سرمایه فعال بوده و نقش مهمی در تامین مالی دارد. یعنی در این شرایط مردم در بازار سرمایه حضور یافته و در سهام آن شراکت می‌کنند که درنهایت سود این شراکت میان آنها و سهام‌داران تقسیم می‌شود به تعبیری بازار رقابتی شده و از تعادلی منطقی برخوردار است و درواقع بازار سرمایه به تامین مالی بدون هزینه می‌پردازد  که این کارکرد مطلوب و مطمع نظر می باشد.

بانک محور بودن اقتصاد ایران متاثر از عوامل گوناگونی است  که در بسیاری از موارد بانک ها در واقع ناچار به تن دادن به این وضعیت شده اند، اختلال در مسیر خصوصی سازی و موانع عملیاتی شدن سیاست های اصل ۴۴ سبب شده است که بسیاری از واحدهای اقتصادی  به شکل دولتی و شبه دولتی  اداره شوند و در نتیجه برای تامین منابع و  رفع نیازهای مالی گریزی جز متوسل شدن به نظام بانکی فراروی خود نمی بینند و بانک ها که هنوز سایه دولتی بودن از سر آنها رفع نشده اغلب منابع مالی ارزان را در اختیار این نوع واحدها قرار داده که برآیند طبیعی  این امر مشخص است.

از سوی دیگر  در سایر عرصه ها نیز شاهد افت و خیزهایی می باشیم که در واقع به عنوان مانع اساسی  برای پوست اندازی اقتصاد ملی  شناخته می شوند، در ریشه شناسی این مسایل ،نارسائی قوانین مالیاتی و عدم شناخت حوزه مالیاتی با ابزارهای مالی جدید بازار سرمایه، عدم تسهیل در مکانیزم های جلب سرمایه‌گذاری خارجی در بازار اوراق بهادار، عدم بهره‌برداری از ابزارها یا دارائی‌های مالی رایج  در بازارهای مالی  بین المللی به عنوان دیگر مسایلی است که اقتصاد کشور را به سمت بانک محور سوق داده است که در واقع مستقل از معضلات ساختاری نظام بانکی باید مورد بررسی قرار گیرد.

رکن اساسی بازار پول و بازار سرمایه در تمام دنیا به ترتیب بانک‌ها و تالارهای شیشه‌ای یا همان بورس‌ها می‌باشند. بازار پول بازاری است که فرایند بین عرضه و تقاضای منابع را در کوتاه‌مدت و بازار سرمایه نیز عرضه و تقاضا منابع را در بلندمدت تعیین می‌کند. درنتیجه بازار سرمایه قدرتمند در یک کشور می‌تواند تجهیزکننده منابع و منافع بلندمدت در یک اقتصاد سالم را فراهم کند

نگاه بلندمدت برای ایجاد واحدهای اقتصادی باهدف رسیدن به شاخص‌های توسعه تنها در یک بازار سرمایه قدرتمند فراهم می‌شود اما در کشور ما بازار سرمایه نسبت به بازار پول بسیار عقب‌تر حرکت می‌کند.   قرائن حاکی از این واقعیت است که برای  ایجاد تغییر در این روند تلاش هایی در حال انجام است  اما تا رسیدن به وضعیت قابل دفاع فاصله زیادی وجود دارد.

عقب ماندن بازار سرمایه نسبت به بازار پول در اقتصاد ایران همچنین ریشه درتازه‌کار بودن و عدم توجه به ظرفیت‌های این بازار است. در اغلب دنیا ساختار تالارهای شیشه‌ای به چندین دهه قبل باز می‌گردد و بورس‌ها اغلب از قدیمی‌ترین ابزارهای اقتصادی هر اقتصادی محسوب می‌شوند  اما در کشور ما نفوذ بازار شیشه ای در تاروپود اقتصادی هنوز چندان مشهود نیست.

در شرایطی که بانک ها در مسیر شفاف سازی صورت های مالی خود گام بر می دارند، شاهد  اتخاذ برخی مواضع غیر عقلایی می باشیم،نکنه جالب توجه یقه درانی برخی افراد است که خود در ایجاد چنین شرایطی نقش داشته اند و  اینک با فرافکنی سعی می کنند نظام بانکی را آماج حمله قرار داده  و خود را مبرا از رویداد پدیدار شده در این عرصه جا بزنند.

امروز نظام بانکی که هنوز نقش اساسی در اقتصاد ملی دارد نیازمند کمک و حمایت همه جانبه برای برون رفت از چالش های موجود و انباشته شده ای است  که گریبانگیر اقتصاد کشور شده است.

متولیان فعلی بانک ها  که کمترین  نقش را در  ایجاد این وضعیت نامطلوب داشته اند ،با درک واقعیات  پی گیر حل مشکلات و شفاف سازی روند فعالیت ها می باشند تا نظام بانکی با چابک سازی  و انطباق بر معیارها و موازین بین المللی از این معبر سخت به سلامت عبور کند.

تبعات و ترکش های ناشی از این  اقدام در کوتاه مدت می تواند کام سهامداران را اندکی تلخ نماید اما افق روشنی که در پرتو این شفاف سازی  ترسیم می شود، ارزشمند بودن این رویکرد را به اثبات خواهد رساند.

افت ارزش سهام بانک های معتبری نظیر ملت، تجارت و صادرات بیشتر ناشی از اجرای استانداردهای جدید IFRS بوده است.التزام  به این استانداردها پیامدهای مثبتی خواهد داشت  که  یک نمونه آن افزایش شفافیت و آمادگی برای پیوستن به نظام مالی بین‌المللی است.

در نتیجه کاهش اخیر ارزش سهام بانک‌ها را بایستی خون بها و هزینه اصلاحات ساختاری نظام بانکی کشور و آغاز روند بهبود نظام بانکی  در چارچوب طرح تحول اقتصادی تلقی کرد.

انتظار می رود از یک سو سیاستگذاران و سهامداران با پذیرش این موضوع، رفتار مناسبی در برابر آن داشته باشند و از سوی دیگر  مسئولان و مدیران نظام بانکی و بازار سرمایه نیز باید با تدابیر سنجیده،  زمینه کاهش هزینه‌های این اصلاحات در کوتاه‌مدت  و پویایی نظام بانکی در میان مدت را فراهم کتتد.

 

مطالب مرتبط

نظر شما

پربازدید ترین ها

آخرین اخبار