دکتر احسان علی پوری
فرآیند توسعه در یک منطقه حاصل نظام پیچیده‌ای از فعالیت‌های توسعه‌زای دولتی و غیردولتی است. رویکردهای منطقه‌ای در توسعه، توسعه یکپارچه منطقه‌ای مسئله مهم در برنامه‌ریزی منطقه‌ای می‌باشد. این نوع توسعه پیش‌نیاز انسانی توسعه پایدار است که بر ایجاد تعادل در شرایط زندگی و جنبه‌های گوناگون توسعه در سراسر مناطق تمرکز می‌کند.

تاریخ انتشار:۱۳۹۷/۰۵/۱۵ - ۱۹:۵۴ کد خبر : 11038

توسعه پایدار باید نابرابری‌های منطقه‌ای را کاهش دهد و از طریق فراهم‌سازی خدمات عمومی و اجتماعی و نیز تسهیلات برای همه، رشد متعادلی را در منطقه ایجاد کند. برنامه­ریزی منطقه‌ای یکپارچه با شناسایی هویت‌های محلی به نیازهای توسعه پایدار پاسخ می‌دهد و در پی رساندن جوامع انسانی به بیشترین حد از تعادل می‌باش.  توسعه یکپارچه منطقه‌ای از طریق بهبود بخشیدن به شرایط محلی، نیازهای توسعه پایدار پاسخ می‌دهد که این امر با ایجاد تعادل بیشتر بین شرایط مناطق مختلف و جوامع انسانی صورت می‌پذیرد.

توازن منطقه‌ای این‌گونه تعریف میشود: توازن منطقه‌ای به معنای برخورداری مناطق از فرصت‌های مساوی برای برطرف نمودن ضعف‌های جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی و محیطی در جهت دستیابی به‌تمامی استعدادهای بالقوه منطقه‌ای است. توسعه متوازن منطقه‌ای نه تنها به معنی سرمایه­گذاری‌های متعادل در مناطق شهری و روستایی و در مناطق درون کشورها می‌باشد، بلکه به معنای دادن قدرت برابر به مناطق شهری و روستایی و مناطق کشور برای تصمیم­گیری در تعیین مسیر توسعه خود نیز است. این امر نیاز به یک نگرش جدید در بین مقامات دولت محلی دارد تا توانایی مشارکت با جوامع محلی شهری و روستایی برای تعیین اولویت‌ها، طراحی و پیاده­سازی سیاست‌ها  و برنامه ایجاد شود. اغلب کشورها با مشکل نابرابری‌های منطقه‌ای مواجه‌اند، اما این امر در کشورهای درحال­توسعه مشکلی عظیم­تر است. در کشورهای درحال­توسعه، کیفت زندگی مردم دستخوش نابرابری‌های منطقه‌ای عظیمی است که در بسیاری موارد به ‌سرعت در حال افزایش است .تجربه برنامه­ریزی بخشی و سیاست محرومیت­زدایی به شیوه کنونی که نابرابری و عدم تعادل بین مناطق کمتر ­توسعه­یافته و مناطق توسعه­یافته را به دنبال داشته است باعث شکل­گیری عدم تعادل­های منطقه‌ای و نابرابری منطقه‌ای در بین مناطق مختلف و به تبع آن شکل­گیری این نابرابری‌ها در درون مناطق شده است. در واقع تمرکز امکانات توسعه در چند نقطه از یک کشور یا چند مکان از یک منطقه باعث می‌شود کلیه منابع مالی و انسانی و خدماتی در این نقاط محدود متمرکز شده و بقیه فضاها از نعمت پیشرفت و توسعه باز بمانند. دستیابی به توسعه متعادل با روش‌های متداول کنونی که دولت بار اصلی توسعه را به دوش می‌کشد اگر غیرمحتمل نباشد در حالت خوش‌بینانه بدون آمایش سرزمین امری طولانی و زمان بر خواهد بود . چرا که حفظ تعادل و کاهش عدم تعادل و اولویت­بندی مناطق به لحاظ برخورداری از امکانات و خدمات یکی از اهداف اساسی آمایش سرزمین است، در واقع می‌توان گفت رسالت بنیادی آمایش سرزمین علاوه بر تحلیل نابرابری‌های فضایی جمعیت و فعالیت، تلاش برای تعادل بخشی و آرایش فضایی مطلوب آنها در سطوح ملی، منطقه‌ای و محلی است . نابرابری منطقه‌ای در کشورمان، معلول اعمال سیاست رشد قطبی است درنتیجه آن، بخش عمده‌ای از امکانات کشور در یک یا چند منطقه تمرکز می‌یابد و سایر مناطق در حاشیه می‌مانند . بنابراین بر اساس آنچه که گفته شد، روند توسعه در استان‌ها و نواحی مختلف کشور تحت تاثیر نگرش برنامه­ریزی بخشی، منجر به شکل­گیری چندین قطب­رشد و به حاشیه رفتن برخی مناطق و نواحی مستعدتر و در نهایت باعث تمرکز جمعیت و فعالیت به شکلی نامتوازن شده است.

 

آثار نابرابری‌های منطقه‌ای

نابرابری‌های منطقه‌ای آثار و تبعات منفی متعددی دارد که افراد، محققین و سازمان‌های بسیاری بدان‌ها اشاره نموده‌اند. آثار و تبعات نابرابری‌های منطقه‌ای را می‌توان به‌صورت زیر طبقه­بندی نمود:

آثار کالبدی- فضایی

تفاوت میان توسعه مناطق موجب تمرکز نامعقول و نامتناسب منابع اقتصادی، انسانی و اجتماعی در فضا می‌شود؛ به‌عبارت‌دیگر موجب می‌شود از فضا استفاده بهینه به عمل نیاید. تمرکز فعالیت‌‌های تولیدی در یک یا چند منطقه مستعد و نیز تمرکز امکانات و خدمات در یک یا چند منطقه شهری بزرگ، موجب عدم توزیع متناسب جمعیت و فعالیت در فضا و درنتیجه فقدان سلسه ‌مراتب شهری می‌گردد. تراکم جغرافیایی فقر از دیگر آثار فضایی نابرابری‌های منطقه‌ای است

آثار زیست‌محیطی

تمرکز صنایع در یک یا چند منطقه، موجب استفاده بیش از ظرفیت از امکانات آن منطقه و از سویی بلااستفاده ماندن پتانسیل‌های مناطق دیگر می‌شود. به ‌عبارت‌دیگر، استفاده بیش‌ازحد از توان یک منطقه، پیامدهای زیانباری به‌ویژه در ابعاد محیطی و انسانی بر آن منطقه دارد. به‌طوری‌که بهره‌برداری بی­رویه نه تنها موجب استهلاک سریع­تر امکانات ایجادشده، می‌شود. بلکه به تخلیه منابع تجدید ناپذیر سرعت می‌بخشد. به‌علاوه موجبات عدم استفاده مطلوب از نهاده‌ها را نیز فراهم می‌آورد. آلودگی هوا، زمین و آب‌ها، از عوارض سوء تمرکزگرایی در برخی از مناطق است .

 

آثار اقتصادی

عدم تعادل‌های منطقه‌ای موجب از بین رفتن بنیان‌های اقتصادی نواحی محروم و روستاها، بیکاری، تخلیه آن‌ها و بلااستفاده ماندن امکانات موجود در این نواحی می‌شود. از سوی دیگر، مناطق شهری بزرگ با مشکل عدم توانایی در جذب نیروی کار مواجه می‌شوند .

 

آثار اجتماعی- فرهنگی

مهم‌ترین پیامد اجتماعی گریزناپذیر عدم تعادل‌های ناحیه‌ای، مهاجرت‌های غیرطبیعی با نرخ‌های بالا از نواحی محروم به مترو پل‌ها و نواحی برخوردار هست و نتیجه این امر، رشد سریع و نابهنجار در یک یا چند منطقه و بروز پدیده حاشیه­نشینی، مشکل مسکن و گسترش ناهنجاری‌های شهری در این مناطق است .

 

آثار سیاسی

از مظاهر ساختار محور- حاشیه، شکل‌گیری روح حاشیه گرایی است که به‌عنوان واکنش عاطفی دفاع فرهنگی بر ضد انتشار سلطه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی  از سوی محور تعریف‌ می‌شود. به‌گونه‌ای که اختلافات اقتصادی و اجتماعی در اثر تمرکز فعالیت‌های اقتصادی در یک یا چند منطقه باعث نابرابری‌های منطقه‌ای شده و نارضایتی‌های اقوام و ساکنان حاشیه را افزایش  داده و التهابات سیاسی را  شدت می‌بخشد .

مطالب مرتبط

نظر شما

دسترسی سریع به آرشیو روزنامه

  • دسترسی سریع

  • پربازدید ترین ها

    آخرین اخبار